مجنون

دید مجـنون را یکی صحرا نورد
در میان بادیه بنشسته خرد
گـرده و ریگ و انگــشتان و قلم
می نویسد نام لیلی دم به دم
گـفت ای مجنون شیدا چیست این
می نویسی نامه بهر کیست این
گـفت مشـق نام لــیــــلـی می کـنم
خاطر خود را تسلی می کنم
چون سیر نیست ما را کام دوست
عشق بازی میکنم با نام دوست

TaHa.BloG.aF

از بلاگ : SaharJoon1234.BlogFa