میروم

مجنون صفت به ناله و فریاد میروم
در بیستون به دیدن فرهاد میروم

من صید نیم بسمل از یاد رفته ام
بالک زده به خانهء صیاد میروم

بی قسمتی نگر که پس از عمر یار من
خواهد که یاد من کند از یاد میروم

روشن نشد چراغ امیدم به شام مرگ
یعنی ازین جهان دل ناشاد میروم

یارم اگرچه نیست ولیکن بکوی او
بهر تسلئ دل ناشاد میروم

شد عمر ها که قامت سروش ندیده ام
از یاد او به سایهء شمشاد میروم

4 دیدگاه برای : میروم

دیدگاه‌تان را ارسال کنید :